Double Click
یادداشتهای محمد کرباسی درباره دنیای دیجیتال و همه چیزهای دیگر
02 February 2010
ویندوز موبایلتان را آپدیت کنید
04 October 2009
6 اکتبر؛نسخه جدید ویندوز موبایل
2 روز دیگر یعنی در 6 اکتبر یا همان سه شنبه 14 مهر خودمان مایکروسافت قرار است نسخه 6.5 ویندوز موبایل را ارائه کند. نکته جالب توجه در این وسط برای کسانی است که همین چند وقت قبل گوشیهای شرکت HTC را با ویندوز موبایل 1/6 خریدهاند. این شرکت قرار است در 6 اکبتر سیستم عامل گوشی شما را به صورت رایگان آپدیت کند تا به قول معروف حالش را ببرید! هنوز زیاد درباره خصوصیات نسخه جدید ویندوز موبایل جستجو نکردم اما در سایتهای مختلف خیلیها ازش تعریف میکنن. امیدوارم آپدیت به نسخه جدید در ایران هم امکان داشته باشد.
07 January 2009
لنوو و تولید باریک ترین کامپیوتر همه کاره جهان

دختر بوتو برای رها شدن از غم می خواند


کلیپ این آهنگ که از تصاویر بی نظیر بوتو تشکیل شده هر روز چند بار از تلویزیون های پاکستان پخش می شود. با مشهور شدن این ویدئو در یوتیوپ هم بختآور حسابی این روزها در رسانههای انگلیس مشهور شده. ایندپندنت درباره این آهنگ می نویسد: «هر چند بخت آور با این آهنگ شانسی برای بردن جایزه گرمی ندارد اما از قرار معلوم ستایش خالص و دلنشین او برنده کلی طرفدار شده است.» روزنامه گاردین هم نوشت: مشخص است که دختر بی نظیر بوتو با این آهنگ تلاش کرده است از دلتنگی هایش رها شود.» با اینکه این ویدئو به یکی از ویدئوهای پربیننده یوتیوب تبدیل شده اما شری رحمان وزیر اطلاع رسانی پاکستان می گوید موسیقی برای بختآور یک سرگرمی کنار درسش است و او نمی خواهد به این مسئله به صورت حرفهای بپردازد.
می توانید این ویدئو را در اینجا ببنید یا دانلودش کنید.
04 January 2009
پولدارترین زن آلمان چطور طعمه اخاذی شد؟
«طبیعت اینجا منتظر است تا آرامش را برای شما به ارمغان بیاورد. اینجا محل ویژه برای استراحت تجار مشهور جهان است». اینها جمله هایی از سایت هتل ابرزو در مونته کارلوی ایتالیاست. هتلی که شاید برای خیلی از آدم های پولدار و مشهور جایی آرام بوده است اما برای سوزان کلاتن،ثروتمندترین زن آلمان یک جهنم واقعی بود. جایی که او و بدترین فریب زندگی اش را از یک مرد 40 ساله خورد تا بزرگترین آبروریزی زندگیاش رقم بخورد. شصت و هشتمین آدم پولدار جهان که همیشه از دوربین خبرنگاران فراری بود هفته گذشته تیتر اول رسانه های آلمان شد تا تمام زندگی آرامی که ساخته بود خراب شود. عضو هیات مدیره شرکت BMW به راحتی فریب مردی را خورده بود که روزنامه های آلمان به او لقب «بچه ژیگول» را دادند.
همه چیز از هتلی در آلمان شروع شد. زمانی که سوزان کلاتن در سال 2006 برای شرکت در یک همایش به هتلی در مونیخ رفت. ثروتمندترین زن آلمان هیچ وقت به دنبال دردسر و شهرت نبود. او درخواستهای خبرنگاران سمج و تهیه کنندگان برنامه های تلویزیونی را رد می کرد. دوستانش می گفتند او تمایل زیادی دارد زندگی خصوصیاش همچنان دور از دسترس خبرنگاران و نشریات بماند و زندگی آرامی داشته باشد. اما آن روز همه چیز عوض شد. او که دوست نداشت کسی در زندگیاش سرک بکشد در این هتل با مردی شیک پوش آشنا شد. مردی که به 7 زبان مختلف مسلط بود و صحبت ها و اطلاعاتش بدجوری سوزان را جذب کرد.
سوزان کلاتن با نام واقعی سوزان کوانت دختر بزرگ هربرت كوانت بود. پدر او زمانی شركت اتومبیلسازی BMW را كه در مرز ورشكستگی قرار گرفته بود نجات داد. بعد از مرگ هربرت در سال 2003 سهام او از این کارخانه بزرگ بین دختر،پسر و همسر سومش تقسیم شد و همین مسئله باعث شد سوزان ناگهان به یک ثروت 3/5 میلیارد دلاری برسد. اما او خودش هم در رشته اقتصاد خوانده بود و 50/1 درصد سهام شرکت داروسازی آتلانتا هم در اختیار گرفت تا به عنوان ثروتمندترین زن آلمان و شصت و هشتمین پولدار جهان با 10 میلیارد دلار ثروت تبدیل شود. هر چند که سوزان بعد از آن ملاقات فکر می کرد همه چیز تمام شده است اما تماس های این مرد و اظهار علاقه هایش ادامه پیدا کرد و سوزان نمی دانست همه اینها برای اخاذی از او برنامه ریزی شده است.
نقشهای برای خانم کارخانه دار
هلگ اسگاربی،نقشهاش را دقیق کشیده بود. بعد از اینکه در سال 2006 توانست نظر وارث پولدار سهام کارخانه BMW را جلب کند تماس هایش را ادامه داد تا او را به مکان های مورد نظرش بکشاند. او به طور مرتب برنامه های کاری سوزان کلاتن را پیگیری می کرد و با بهترین لباسهای مد روز در محل های رفت و آمد سوزان ظاهر می شد. او بالاخره خانم کلاتن را به هتلی در مونت کارلو دعوت کرد تا به قول خودش با عدهای از بازرگانان مهم ایتالیایی مذاکره کنند. بعد از این سفر روابط آنها صمیمی تر شد و هر چند وقت یک بار آنها همدیگر را در هنگام سفرهای سوزان به کشورهای مختلف می دیدند. اسگاربی خودش را مشاور اقتصادی شرکتهای بزرگی معرفی کرده بود که به خاطر کارش مجبور است به کشورهای مختلف سفر کند.
سوزان هر وقت به رابطهاش با هلگ اسگاربی و رفت و آمدهایش با او فکر می کرد ازخودش خجالت میکشید. او با این همه پول در کنار خانوادهاش زندگی آرام و به دور از جنجالی داشت. سوزان به خاطر این چیزها تصمیم می گیرد اشتباه هایش را جبران کند. او در آخرین دیدارش این مسئله را به هلگ اسگاربی می گویداما همه چیز به این سادگی ها که او فکر می کرد نبود.
همه چیز به خاطر پول
سوزان اولش فکر
می کرد احتمالا با مطرح کردن درخواست تمام شدن رابطهشان،هلگ یا خودش را به خاطر شدت علاقه به او یا می کشد و یا دیوانه می شود و سر به کوه و بیابان می گذارد. اما هیچ کدام از این اتفاق ها نیافتاد. مرد خوش تیپ همان طور آرام فقط گفت یک مشکل بزرگ دارد که از او می خواهد کمکش کند. او تعریف کرد زمانی که به آمریکا سفر کرده است در یک تصادف رانندگی باعث مرگ یک بچه شده است که از شانس بد او فرزند یکی سران مافیا ایتالیا و آمریکا بوده است. او به همین خاطر از سوزان 7/5 میلیون یورو تقاضا می کند تا برای غرامت به خانواده مافیایی بدهد تا جانش را نجات دهد. سوزان بالاخره این پول را می دهد تا همه چیز تمام شود اما نمی دانست که این تازه شروع ماجراست. اسگاربی نقشه اش را دقیق کشیده و حالا پولدارترین زن آلمان را به تور انداخته بود. بعد از مدتی اسگاربی با سوزان تماس می گیرد و همه چیز را به او می گوید. سوزان بالاخره می فهمد که در همه این مدت یک طعمه بوده است. اسگاربی از همه چیز فیلم گرفته بود و او را تهدید کرد اگر 49 میلیون یورو پول به او ندهد 46 سال زندگی آرام او را با پخش این فیلم ها خراب می کند. کابوس سوزان کلاتن از آن زمان شروع شد.
قرار در فروشگاه
سوزان کلاتن با خودش کلنجار می رفت با این مشکل جدید چه کار کند. اولش فکر کرد پرداخت این پول تاثیری در زندگی او ندارد. بهتر است این پول را بدهد و بدون اینکه کسی چیزی بفهمد همه چیز تمام شود و شاید بتواند به روزهای خوش قبل از این آشنایی برگردد. اما وقتی با وکلایش مشورت کرد فهمید که با پرداخت
این پول فقط طمع اسگاربی بیشتر می شود و او هیچ وقت او را برای گرفتن پول بیشتر رها نمی کند. به همین خاطر پلیس آلمان در جریان پرونده قرار می گیرد. با آموزش پلیس سوزان شروع به چانه زدن با اسگاربی می کند تا تسلیم شدن سریع باعث شک نشود. بالاخره اسگاربی قیمت فیلم ها را تا 14 میلیون یورو کم می کند و سوزان برای تحویل پول ها با او در یک فروشگاه در وین قرار می گذارد. اسگاربی مطمئن بود که سوزان کلاتن پولدار به خاطر 14 میلیون یورو هیچ وقت آرامشاش را به خطر نمیاندازد و به همین خاطر با خیال راحت به فروشگاه می رود. اما در آنجا ماموران گروه ویژه پلیس اتریش و آلمان در انتظارش بودند تا او را دستگیر کنند. متلاشی شدن یک باند
گروه ویژه پلیس وقتی تماس های تلفنی هلگ اسگاربی را بررسی می کند متوجه مکالمه زیاد او با هتلی در مونته کارلو می شوند. صاحب این هتل مردی به نام بارتا بود که به تازگی رفت و آمدهای او با مردی با ماشین های فراری و لامبورگینی توجه اهالی محلی را جلب کرده بود. اسگاربی با پولی که از سوزان گرفته بود این ماشین های گران قیمت را خریده بود. ارنانو بارتا در عملیات نیروهای پلیس ایتالیا دستگیر شد و تحقیقات اتاق های مخوف این هتل را که در دوربین های ویژهای جاسازی شده بود را فاش کرد.
علاوه بر این بارتا در همه سفرها همراه اسگاربی بود تا فیلمبرداری از طعمههای او را ادامه دهد. پلیس ایتالیا و آلمان حدس می زنند این گروه حداقل 4 زن پولدار دیگر را هم فریب دادهاند اما این زنها به خاطر آبرویشان هنوز حاضر به شکایت نشدهاند.
کارآگاهان پلیس حالا عقیده دارند ارنانو بارتا 63 ساله مغز متفکر این گروه بوده است. او در منطقه مونته کارلو هم با چرب زبانی خودش را یک آدم مقدس نشان داده بود. زن های زیادی با این کلک به هتل این مرد آمده بودند. تحقیقات در مورد کلاهبرداری های او ادامه دارد هر چند خودش این اتهام ها را رد کرده است.
قرار است هلگ اسگاربی و ارنانو بارتا به زودی در مونیخ محاکمه شوند. ماموران پلیس ایتالیا طرحی مثل نقشه گنج در هتل ابروزو پیدا کردهاند که با رمز گشایی آن ماموران پلیس توانستهاند چند صندوق پول دفن شده توسط این گروه را پیدا کنند. ماموران پلیس می گویند احتمالا با گشتن منطقه مونته کارلو می توانند پول های زن های ثروتمند دیگری را که به هتل جهنمی آمده بودند پیدا کنند. حالا مسئولان شرکت های آتلانتا و BMW به این فکر می کنند که کسی که به این سادگی گول خورده است چه طور می تواند در هیات مدیره این شرکت های بزرگ فعالیت کند. سوزان کلاتن هنوز هم با خبرنگاران مصاحبه نمی کند.کسی نمی داند با این ماجرا بر سر زندگی خانوادگی اش چه آمده است. فقط اطرافیانش یک چیز می گویند: سوزان دیگر نمی خندد و به کسی اعتماد نمی کند.
این مطلب من در شماره سوم مجله «همشهری سرنخ» چاپ شده است.
16 March 2008
کشوری که ما بزرگش کردیم!

1:مستقيم،دبي،بدون توقف
ديگر همه مي دانند كه دبي رفتن هم يك جورايي همه گیر شده است. روزنامه ها پر است از آگهي تورهاي دبي. آن قدر ارزان كه نمي تواني باور كني. به آژانس هاي مسافرتي هم كه سر بزني مي بيني كه حسابي پروازهاي دبي شلوغ است. مخصوصا جوان ها كه شنيدهاند دبي يك بهشت واقعي است با هر جان كندني كه هست پول سفر را بالاخره جور مي كنند. شايد خيلي ها هنوز شيراز،اصفهان ،مشهد و شهرهاي توريستي خودمان را نديده باشند ولي ترجيح مي دهد سوار طياره شوند و بروند آن طرف آب. به خيلي ها هم اگر بگوييد برويم اصفهان چنان نگاهت مي كنند كه از حرفت پشيمان شوي. دليل اكثرشان يك چيز است. وقتي با همين پول مي شود رفت يك كشور ديگر هم تفريح كرد،هم با كلي خريد برگشت مگر كسي عقلش كم شده كه برود شهرهاي خودمان. شهرهايي كه خيلي هايشان حتي هتل درست و حسابي ندارند و اصلا توريست و مسافر برايشان دو قران ارزش ندارند. تازه در سفر دبي كسي هم نيست كه مثل جاده شمال به جرم مجرد بودن مرتب بهت گير دهد. ديگر حتي آگهي سفر به كيش كه زماني كلي طرفدار داشت هم كم شده است. حالا ديگر بيشتر بليط ها براي يك مقصد صادر ميشود.مستقيم،دبي،بدون توقف!
2: بيابان 30 سال قبل
شايد باورش برايتان سخت باشد اما سعي خودتان را بكنيد. اگر از پدر و مادرها هم بپرسيد حساب كار دست تان مي آيد. تا 30-40 سال پيش اصلا دبي تقريبا جاي ناشناختهاي براي مردم جهان بود. اولين ساختمان بتوني دبي در سال 1956 ساخته شده و تا اوايل دهه 1960 تنها وسيله حمل ونقل ساكنان آن شتر و الاغ بود. اولين راه ماشين رو دبي هم همين 35 سال قبل ساخته شد تا اينكه در سال 1966 نفت در اين منطقه كشف شد. از موقع كشف نفت تازه دبي ساخت و سازش شروع شد. نفت دبي خيلي زياد نبود ولي آن قدر كافي بود تا در كمتر از دو نسل اين بيابان را به يكي از مدرن ترين منطقه هاي جهان تبديل كند. دبي امروز 1/1 ميليون نفر جمعيت دارد كه فقط 220 هزار نفر آن بومي هستند.
بعد از 30 سال حالا منطقه اي كه اكثر سال آب و هوايي گرم و غير قابل تحمل دارد شده است يكي از چهار قطب جهانگردي جهان !
3: نفت تمام مي شود به فكر توريست باش
فقط در سال پيش 5 ميليون توريست به دبي سفر كردند و خيلي از كارشناسان پيش بيني مي كنند با توجه به برنامه هاي مسوولان امارات تا سال 2010 اين رقم به پانزده ميليون نفر برسد. نفت بالاخره تمام مي شود و امارات دارد سعي مي كند كه حسابي از منطقه دبي و تا چند وقت ديگر راس الخيمه حسابي پول پارو كند. قرار است تا سال 2010 ساخت و سازها همين طور ادامه داشته باشد. يكي از برنامه هاي براي جذب بيشتر توريست ساخت بلندترين برج جهان در اين منطقه است.
اين برج كه ارتفاع آن با سرعت احداث يك طبقه در هفته افزايش مييابد، شاهكار اصلي يك طرح عظيم توسعه شهري با هزينه كلي بيست ميليارد دلار است كه چهره ناحيه برج دبي و مركز تاريخي دبي را تغيير خواهد داد. مسوولان اجرايي اين برج اعلام كرده اند كه از هم اكنون تمامي 700 آپارتمان اين برج به سرمايه گذاران سراسر فروخته شده است. به غير از اين در اين منطقه بياباني يكي از بزرگترين پيست هاي سرپوشيده اسكي با چند تن برف مصنوعي ساخته شده است. دبي لند هم يكي ديگر از پروژه هاي در دست اقدام است كه قرار است با وسعتش ديزني لند آمريكا را در جيبش بگذارد.
4: پول ما و پيشرفت امارات
تا حالا به اوضاع و احوال مسافراني كه از دبي به شهرشان برمي گردند نگاه كرديد ؟ آنهايي كه موقع رفتن با يك ساك كوچولو سوار هواپيما شده بودند موقع برگشتن از اين سفر حداقل 3-4 چمدان گنده را به زور با خودشان مي كشند. ايراني ها حسابي وقتي براي گردش و خريد به دبي مي روند پول خرج مي كنند و تا جايي كه مي توانند ارز از كشور خارج مي كنند. آمارها نشان مي دهد سالانه ۵ تا ۶ ميليارد دلار ارز از طريق مسافران ايراني در دوبي و بازارهاي اين كشور خرج مي شود.
«هادي حقشناس»، عضو سابق كميسيون برنامه و بودجه مجلس در اين باره مي گويد: « اگر دوبي در 15 سال اخير به يك قدرت بزرگ اقتصادي در خليج فارس تبديل شده تنها به خاطر بازار مصرف ايران بوده است. زيرا بازارهاي ايران همواره براي كشورهاي همسايه و حاشيهي خليج فارس به عنوان يك بازار پر مصرف و درآمدزا مطرح شده است.»
بر اساس گزارش سالنامه آمار بازرگاني خارجي ايران طي سال گذشته بيشترين حجم مبادلات تجاري ايران با كشور امارات متحده عربي بوده كه مبادلاتي به ارزش 4/4 ميليارد دلار صورت گرفته است.
همه اينها تازه به غير از اجناسي است كه به صورت قاچاق از دبي وارد كشور مي شود. مي توانيد كه همه اين حرفها يعني چه ؟ كلي از دبي با پول ما ساخته شده و در عوض كلي از ارز ما چي ؟ پر !
5: فعلا نفت هست ،بي خيال!
اين همه جوان بيچاره در كشور دارد عمرشان تلف مي شود آن وقت پول هاي مملكت در منظقه شيخ نشين دبي برج و ديسكو نايت كلاب مي شود تا توريست ها باز هم پول وارد امارات كنند. حقمان است. وقتي براي جهانگرد و توريست امكانات نباشد با حلوا حلوا كردن دهانش شيرين نمي شود. در حال حاضر مناطق آزاد ايران با وجود هوويي مثل دبي 80 درصد مسافران خود را از دست داده اند. جزيره اي مثل كيش كه واقعا مرواريد خليج فارس است ديگر بسيار كمتر از سال هاي قبل مسافرها را به سمت خودش جذب مي كند. بسياري از كشورهاي جهان با فهميدن ارزش توريست شروع به تبليغات در كشورهاي مختلف جهان كرده اند. اما مناطق توريستي كشور ما اكنون نه تنها آمادگي پذيرش مهمانان خارجي را ندارد بلكه مسافرهاي داخلي هم براي سفر به خيلي از شهرها با مشكل مواجه هستند. كافي است فقط آمار هتل هاي 5 ستاره دبي را با يكي از شهرهاي توريستي كشور مقايسه كنيد كه بفهميد اوضاع از چه قرار است.
6: يك خانه هم در دبي
خريدن خانه در دبي هم از آن برنامه هايي است كه كلي روي آن تبليغ مي شود. صدها شركت مشاوره املاك ايراني در دبي تاسيس شده كه مردم را تشويق مي كنند سرمايه شان را از كشور خارج كنند و در دبي خانه خريداري كنند. يكي از ترفندها براي جذب پول مردم هم اين است كه مي توانند با خريد ملك براي هميشه در دبي اقامت داشته باشند. با اين شيوه هم پروژه هاي ساختماني دبي پيش فروش مي شوند و با پول مردم ايران رشد مي كنند و هم سرمايه كلاني از مملكت مثل باد هوا خارج مي شود.
7: تلويزيون هاي ماهواره اي و پول دبي
در چند سال اخير شبكه هاي ماهواره اي ايراني کلی زياد شدند. دبي دليل اصلي رونق و پولدار شدن صاحبان اين شبكه ها است. بالاخره جنس هاي بنجلي كه هيچ شبكه معتبري حاضر به پخش آگهي آن نيست بايد يك جوري به ايراني هاي بيچاره قالب شود يا نه ؟ پول همه اين شبكه ها از پخش آگهي هاي شركت هاي مستقر در دبي دست مي آيد. از آگهي فروش كمربند و قرص لاغري گرفته تا هزار نوع جنس تقلبي و بي خاصيت ديگر. باور هم نكنيد كه مديران اين تلويزيون ها درباره اين جنس ها تحقيق مي كنند. هر كسي پول بدهد تبليغاتش پخش مي شود حتي اگر به قيمت جان مردم تمام شود.
8: دانشجو صادر مي كنيم !
بازار دانشگاه ها هم در دبي حسابي داغ است. غول كنكور هم كه قرار بود زماني با برنامه ريزي هاي دقيق شاخش بشكند هر روز دارد قد مي كشد و جوان هاي بيچاره را بدبخت مي كند. خيلي از جوان ها هم كه پول دارند مي روند دبي. كلي از دانشگاه هاي كشورهاي مختلف در دبي شعبه دارند. كافي است كه جيبشان را پر كني تا بتواني بدون شركت در هيچ نوع آزموني سر كلاس هر رشته اي كه دل تنگت مي خواهد بروي. پول بده ،مدرك ببر ، به شرط چاقو ! فرار مغزها را هم باز بي خيال. جوان هايي كه از كشور خارج مي شوند و خيلي هايشان ديگر به كشور برنمي گردند. معلوم نيست كه در يك كشور خارجي و غريب چه بلايي ممكن است سر اين دانشجوها بيايد. فكر مي كنيد همه آنها همان طوري كه خانواده شان را ترك كردند، صحيح و سالم پيش آنها بر مي گردند؟
9: جعل نام خلیج فارس
آن قدر پول ايراني ها مهم است كه در ايام نوروز امسال هواپيمايي امارات هر شب هزينه 4 پرواز خالي را از دبي به تهران را متقبل مي شد تا مسافران را به آن طرف آب برسانند و جيبشان را خالي كنند.با وجود تمام اين حرف ها اماراتي ها هر فرصتي كه پيدا كرده اند ادعاي مالكيت بر جزاير سه گانه ايران را مطرح كرده اند،سعی دارند هر طوری که می توانند نام جعلی خلیج عربی را منتشر کنند. این همان کشوری است که با پول ما بزرگ شده است.
26 October 2007
...و فتوشاپ متولد شد

مطلب من را در روزنامه همشهري درباره فتوشاپ و تاريخچه آن بخوانيد...
ويستا يا XP؛ مساله اين است!

حالا كه رايانه ديگر وارد زندگي هر كسي شده است معلوم است كه سيستم عامل از نان شب هم واجب تر ميشود. بر روي بيشتر از 95 درصد از 900 ميليون رايانه جهان سيستم عامل ويندوز نصب است و كاربران آنها روز و شب در اين محيط زندگي ميكنند. ويندوز براي خيليها جزيي از زندگي شان است. به خاطر همين آن قدر اين ويستا مهم ميشود كه هنوز هم بحثها ادامه دارد. همان طور كه وقتي XP وارد بازار شد تا مدتها بحث داغ كاربران بود.
مطلب چاپ شده من در روزنامه همشهري در اين مورد را بخوانيد...
06 October 2006
آمپول شادي، قرص حافظه، كپسول تيزهوشي

در يك روز و يا در يك هفته چند تا قرص مصرف مي كنيد؟ شايد تا چند سال قبل ما فقط در موقع مريضي به فكر استفاده از دارو مي افتاديم. اما چند وقتي است كه آدم هاي سالم هم براي زندگي بهتر دارو مصرف مي كنند. اين مطلبي كه مي خوانيد در مورد آينده است. هيچ تخيلي در كار نيست و بر پايه واقعيت هاي ملموس چند سال آينده نوشته شده است. زماني كه بسياري از علائق و زندگي انسان ها به وسيله داروها تنظيم مي شود. جالب است بخوانيد و تصور كنيد چه وضعي پيش مي آيد. منبع مطلب مجله محبوب Popular Science است. ترجمه آزاد من از اين مطلب در هفته نامه سلامت چند ماه قبل چاپ شده بود.
6 ژوئن سال 2025،ساعت 7 صبح- از رپوسينكس متشكرم. واقعا ديشب مخم را سرحال كرد.اين زنگ ساعت حالا دارد بدجوري اذيت مي كند.من الان در مرحله موج هاي كوتاه دلتا از خوابم هستم و كم كم قرار است بيدار شوم.به خاطر رپوسينكس ديشب 4 ساعت خواب موثر و به درد بخور داشتم. حالا در حال رانندگي هستم. يك دانه از آن قرص هاي مخصوصم را بالا انداختم و الان وضعيتم خوب است. اين دارو حسابي ميزان آنزيم هاي خونم را تنظيم مي كند. وگرنه هميشه اوضاع و احوالم پشت فرمان به هم مي ريخت. چند سال قبل يك تصادف ناجور داشتم.شانش آوردم كه دكتر يك «كند كننده شوك» برايم تجويز كرد و خيلي اذيت نشدم. هنوز جزييات تصادف را يادم است. آخر من يكي از آدم هاي قديمي و معمولي نيست. من كنترل تمام فعل و انفعالات مغزم را تحت كنترل دارم.
6 ژوئن 2005 ،ساعت 11 صبح- رامز نائم را در حال بازي كردن شطرنج با يكي از همكارانش گير آوردم. نائم برنامه نويس شركت مايكروسافت به عنوان طراح نرم افزار است. او حالا تمام فكرش را براي مات كردن حريفش متمركز كرده است.
رامز نائم يكي از اعضاي اصلي انجمن حمايت از ايده هاي آينده نگر است. در بيشتر نمايشگاه هاي تكنولوژي او از سخنرانان اصلي به شمار مي رود. كتاب جديد نائم به نام «فراتر از انسان» هم به تازگي منتشر شده است. نائم هم مثل همه آدم هاي ديگر هيچ وفت دلش نميخواهد ببازد: نه در زندگي و نه در بازي.
عامل هاي مختلفي ممكن است باعث برد يا باخت شود. عواملي كه گاهي از كنترل ما خارج هستند. اما نائم معتقد است كه انسان مي تواند بعضي از عوامل را تغيير دهد. او مي گويد:« چه مي شد اگر با خوردن يك قرص حافظه تان قوي تر مي شد،سريع تر فكر مي كرديد يا حتي شادتر مي شديد؟ آن وقت خيلي راحت تر مي توانستيد ببريد و حريف را مات كنيد».
فكر در مورد اين داروها براي ايجاد فرا مغزها يك رويا براي آينده نيست. در 20 سال گذشته،دانشمندان ( با پيشرفت در مدل سازي رايانهاي،تصويربرداري از مغز و مهندسي ژنتيك) حركت محسوسي براي فهميدن سيستم هاي بيو شيميايي كه احساسات و تفكرات را تنظيم مي كنند برداشته اند.
«آنجا چاترجي»،متخصص نورولوژي در اين باره مي گويد:«رسيدن به ذهن هاي بهتر اولين تلاش طلايي در اين زمينه است». رامز نائم موقع بازي كردن شطرنج پيدا كردم. زماني كه سريع فكر كردن،حافظه خوب و تمركز تاثير به سزايي در كار دارد. همان عواملي كه داروهاي تقويت كننده ذهن قرار است تغييرشان دهند.
نائم مي گويد: « ما بايد بتوانيم تا قبل از فروپاشي تمدن،خودمان را تقويت كنيم». اين داروها از آنجا كه خيلي فشرده تر از موادي مثل كافئين و الكل هستند مي توانند به وسيله رگهاي خون وارد بدن شوند.
كارخانه هاي داروسازي در حال حاضر در حال تحقيق و توليد دارو براي بيماران جسمي يا روحي هستند. اما عدهاي از مردم فكر مي كنند بعضي از اين داروها به درد آدم هاي سالم هم مي خورد. اين عده براي دست پيدا كردن به اين داروها يا از پزشك هاي آشنا براي گرفتن نسخه استفاده مي كنند و يا به طور غير قانوني آنها را مي خرند. به خاطر همين بعضي از دانشجوها از ريتالين استفاده مي كنند تا امتحانات بهتري را به پايان برسانند. يا پيانيست هاي حرفه اي از پروپانول براي برگزاري كنسرت بهتر استفاده مي كنند.
يا كساني كه مي خواهند بيشتر بيدار بمانند از قهوه و كافيين موجود در آن استفاده ميكنند. سازمان FDA آمريكا توليد داروها را تنها به عنوان تقويت كننده ممنوع اعلام كرده است اما نائم عقيده دارد كه ما نبايد جلوي مردم را براي استفاده از اين داروها در زندگي بگيريم.
او مي گويد: « اگر شركت هاي داروسازي بتوانند به صورت مستقيم بر روي توليد اين داروها تحقيق كنند در همين چند دهه آينده ما قادر به توليد اين داروها خواهيم بود. داروهايي كه مي توانند هر جنبهاي از رفتار انسان ها را خلق يا اصلاح كنند. روحياتي مثل شيفتگي،همدلي،تمايل و رغبت،ماجراجويي،انگيختگي و حتي تمايلات جنسي قابل تغيير يا ايجاد به وسيله اين داروها خواهند بود.
نائم و ديگر طرفداران اين فرضيه معتقدند دستيابي به اين داروها خيلي آسان نخواهد بود. آنها اعتقاد دارند كه دنيا به يك چرخش اجتماعي براي توليد اين دسته از داروها دارد. نائم به عنوان يك هوادار مي گويد:«اين بخشي از شناخت آزادي فردي است و هر كسي بايد بتواند در مورد ذهن خودش تصميم بگيرد». به عقيده او اين مساله در آينده تبديل به يك رقابت خواهد شد. كشورهايي موفق خواهند بود كه شهروندان بيشتري ذهن شان را تقويت و در اختيار گرفته باشند. اين مساله يك درگيري اعتقادي هم به راه خواهد انداخت.
انقلاب هاي صنعتي در سال هاي گذشته به ما اجازه داد تا جهان خود را بهتري اداره كنيم. نائم عقيده دارد اين داروها هم فصلي از تكنولوژي آينده براي كنترل بهتر دنيا خواهد بود.
6 ژوئن 2005 ساعت 5 عصر- پنج پروژه حساس كه بايد به زودي تمام شوند و تعداد زيادي مهندس جوان كه حسابي سرگرم محاسبات هستند. من بهتر از همه آنها كار مي كنم. از زماني كه مصرف داروهاي تقويتي ذهن را شروع كردم ديگر تقريبا چيزي را فراموش نمي كنم و فكرم سريعتر كار مي كند. احتمالا رييسم مثل هميشه قدر فعاليت هاي من را نمي داند.اما اين مساله برايم مهم نيست.
راه رسيدن به افكار نائم در اين آزمايشگاه شروع مي شود.دقيقا زير يك ميكروسكوپ. جايي كه قسمتي از مغز يك موش در حال بررسي است. مغز اين موش تحت آزمايش با دارويي به نام آمپاكين است. رايانه تغييرهاي الكتروشيميايي را ثبت مي كند. كاري كه به نظر مثل درسهاي دوره دبيرستان ساده است. اما اين واقعا يك تهمت ناروا است: آمپاكين به عنوان اولين داروي تقويت حافظه در جهان روي مغز اين موش در حال آزمايش است. من براي ملاقات با «گري لينچ» به اينجا آمدم. يك نورولوژيست از دانشگاه كاليفرنيا. لينچ كشفهاي زيادي در اويل دهه 90 درباره حافظه و تقويت شيميايي آن داشته است. در سال 1987 او يك شركت در زمينه بيوتكنولوژي به نام «كورتكس» تشكيل داد كه تلاش هاي محققان اين شركت در 6 سال منجر به رسيدن داروي آمپاكين به مرحله آزمايش شد.
«گري لينچ» پشت ميزش منتظر است. يك مرد 61 ساله با موهاي كاملا سفيد و مرتب. بعد از مدت كمي حرف زدن او سريعا بحث را به «حافظه» يعني موضوع مورد علاقه اش مي كشاند. لينچ مي گويد:« اگر اين داروها انتظاري كه من دارم را برآورده كنند همه دنيا متحول خواهد شد. او عقيده دارد اكثر جامعه با محوريت اين قضيه كه چه كساني باهوش و چه كساني كم هوش هستند ساخته مي شود. او مي گويد: «مردم در آينده شايد بتوانند يك قرص بخورند و تصميم بگيرند به جاي شغل سخت شان به يك پروفسور در دانشگاه هاروارد تبديل شوند.
كورتكس تنها شركتي نيست كه براي رسيدن به اين دسته از داروها در حال تلاش است. حدود 40 شركت و موسسه تحقيقاتي ديگر هم روي اين پروژه در حال فعاليت هستند. مثلا گلاكسو اسميت در حال كار روي قرصي براي تقويت ذهن افرادي است كه حافظه شان كاهش پيدا كرده است. يعني يك وياگرا اما براي حافظه.اولين استفاده اين دارو واضح است. بيش از 5/4 نفر فقط در آمريكا از بيماري آلزايمر رنج مي برند. بيش از 10 ميليون نفر هم دچار كم شدن حافظه نامتناسب با سن هستند.
كورتكس در تلاش است حافظه را با استفاده از ارتباطات الكتروشيميايي مغز بهبود بخشد. لينچ مي گويد:« شما مي توانيد اين مساله را كاملا روي مغز يك موش شبيه سازي كنيد. در آزمايش مشخص مي شود كه سلول هاي عصبي مغز تحت تاثير آمپاكين به مراتب سيگنالهاي بهتري را منتقل مي كنند.»
چند سال قبل يك بازيكن بيسبال به خاطر يك حادثه دچار عارضهاي شده بود كه مغزش اطلاعات تصويري را خيلي سريع پردازش نمي كرد. لينچ مي گويد: « قبلا هيچ اميدي به بهبود اين بيمار نبود اما با آمپاكين احتمالا مي توان كارهاي جديدي براي درمان انجام داد». دكتر لينچ علاوه بر اين موفق شده است با يك بار تزريق آمپاكين ميزان حافظه يك موش ميانسال را به اندازه يك موش جوان برساند. او مي پرسد:« به نظرتان خيلي دور از دسترس است كه ما براي انسانها كاري كنيم كه مغزشان جوان شود؟»
كورتكس امسال براي اولين بار ميزان موثر داروهايش را بر روي انسان آزمايش كرد. دراين آزمايش كه بر روي 16 مرد انگليسي انجام گرفت داروي CX717 استفاده شد. نتيجه آزمايشها مثبت بود و قرار است به زودي آزمايش جديد بر روي سه گروه از داوطلبان آغاز شود. گروه اول بيماران مبتلا به آلزايمر و گروه دوم بيماراني هستند كه از بيماري «كاستي توجه» رنج مي برند. گروه سومي كه قرار است مورد آزمايش قرار گيرند افرادي هستند كه مجبورند كمتر بخوابند و بسياري از شب ها بيدار باشند. مانند خلبانها و افراد نظامي. ارتش آمريكا يكي از ارگانهايي است كه به شدت مراحل پيشرفت اين پروژه را پيگيري مي كند.
شركت هاي ديگر روش ها و داروهاي ديگري را مورد تحقيق قرار مي دهند و تاكنون نتايج خوبي از آزمايش هايشان روي حيوانات اعلام كرده اند. اين شركت ها هم قرار است به زودي داروهايشان را به مرحله آزمايش بر روي انسان برسانند.
موسس يكي از اين شركت ها «اريك كندل» برنده جايزه نوبل است. داروي شركت او هم باعث تقويت حافظه موشها شده است. او معتقد است كه تقويت كننده هاي حافظه به زودي وارد زندگي روزمره مردم مي شود و هر كسي علاقه داشته باشد مي تواند از آنها استفاده كند. مثلا براي يادگيري يك زبان جديد، نواختن يك ساز و يا به خاطر آماده شدن براي امتحان.
اما اين شركت ها دچار مشكلات بزرگي هم هستند. در استفاده از آمپاكين در چند مورد موش ها دچار حمله مغزي شدند. علاوه بر اين در صورت امن بودن اين داروها باز هم مشكلاتي وجود دارد. داشتن حافظه قوي خوب است اما در بسياري از موارد فراموشي هم بسيار مهم است. گاهي اوقات انسان ها احتياج دارند اصلا حافظه قوي نداشته باشند و خاطرات بد و موضوع هاي كم اهميت را خيلي سريع فراموش كنند.لينچ در اين مورد مي گويد: « ما ديگر نمي توانيم مسوول اين قضيه باشيم كه مطالبي كه فراموش كردن شان سخت شده است شما را اذيت خواهد كرد يا نه».
لينچ اما كاملا يك آدم خوشبين است. اين داروها باعث تقويت ذهن مي شوند ولي آيا واقعا زندگي مردم را بهتر خواهند كرد؟ لينچ مي گويد: « بهترين تصوري كه من دارم اين است كه يك آدم مسن با مصرف اين داروها مثل يك جوان فعاليت مي كند،مشكل حواس پرتي ندارد و دچار بيخوابي هم نمي شود.چون سلول هاي مغزش جوان هستند».
6 ژوئن سال 2025 ،ساعت 8 شب- با همسرم در رستوران هميشگي نشسته ايم. اما ديگر اينجا برايم مثل دوران نامزدي خوشايند نيست. چند وقتي است كه اختلاف ها زياد شده و اگر اوضاع درست نشود شايد كار به طلاق بكشد. اما من خوشبين هستم. فكر مي كنم درماني كه با داروهاي جديد براي شاد زندگي كردن شروع كرديم موثر باشد. الان سال 2025 است. مي شود براي خوشحال بودن هم قرص بالا انداخت. اما به نظرم آدم هاي دور و اطراف خيلي عجيب و غريب هستند. هر كسي كلي قرص همراهش دارد. معلوم نيست اينجا چه خبر است.ساعت 8 است بايد قرص جديدم را بخورم.